کیفری
ماهيت رشوه در فقه و حقوق موضوعه
ماهيت رشوه در فقه و حقوق موضوعه
رشاء و ارتشاء از جمله جرايمي هستند که به آنها بسيار پرداخته شده لکن هيچگاه تعريف دقيقي از آنها ارائه نشده است؛ از اين رو بنده در اين مقاله از منظر فقهي و باتوجه به نظر غالب فقها چه متقدمين و چه معاصرين به اين مسئله پرداختم
واژگان کليدي
رشــوه ، ارتــشاء ، راشــي ، رايــش ، مرتــشي
تعريف و تاريخچه
دربادي امرلازم ديدم به بيان که ابتدا تعاريف موجود در مورد رشوه را عنوان کرده وپس از آن تاريخچه اي از اين جرم کهن را بيان مي داريم:
كتب لغت
3ـ استعمال رشوه بيشتر در مواردي است كه موجب ابطال حق يا گذراندن و رسيدن به باطل است.
4ـ رشوه اعطاي مال به حاكم يا غير اوست كه به نفع دهنده مال حكم كند يا او را (حاكم را) بر آنچه معطي اراده ميكند وادار كند.
رشوه: دادن مالي است به مأمور رسمي يا غيررسمي دولتي يا بلدي به منظور انجام كاري از كارهاي اداري و قضائي، ولو اينكه آن كار مربوط به شغل گيرنده مال نباشد؛ خواه مستقيم آن مال را دريافت كند يا به واسطه شخصي ديگر آن را بگيرد. اين شخص واسطه را در فقه «رايش» گويند و دهنده مال را «راشي» و گيرنده مال را مرتشي خوانند... و شرط تحقق رشوه، تباني و توافق گيرنده و دهنده براي دادن و گرفتن رشوه است.
بررسي علل رشوه از منظر فقهي ، حقوقي
حقوقي ← حقوق ايران
رشوه يک عنوان کلي است که خود دربرگيرنده سه عنوان ذيل است است:
الف ) رشاء ب ) رايش ج ) ارتشاء
الف ) رشاء
در ابتدا به بيان تعريف کلي از اين جرم پرداخته سپس به ترتيب به عنصر مادي ، معنوي وقانوني اين جرم مي پردازيم :
تعريف کلي
پرداخت مال يا وجه يا سند پرداخت
حقوقي ← حقوق غرب
جرايم عليه عدالت
رشاء و ارتشاء
ارتشاء به معني پيشنهاد نمودن پول يا ساير منافع مالي به اشخاص داراي سمت رسمي يا افراد صلاحيتدار به منظور ناديده گرفتن اخلاقيات در موقعيت هاي گوناگون است .
ارتشاء نوعي فساد يا به طور کلي اعمال غير قانوني است؛ يا حداقل سبب به رسميت شناخته شدن اعمال غير قانوني از سوي يک کارمند يا سازمان رسمي است و در اغلب موارد اصطلاح فساد به رشوه خواري بازمي گردد.
در برخي موارد راشي نقش قدرتمندي را ايفا مي کند رشوه را او کنترل مي کند ، در ساير موارد رشوه ممکن است به طور موثر از سوي شخص پرداخت کننده نشات مي گيرد .
انتظار حدوث رشوه به مواقع انعقاد قرداد هاي مالي اختصاص دارد ، ونيز مي تواند عناوين ديگري داشته باشد مانند : tipping ( پول چايي ) که در برخي از جوامع ارتشاء محسوب مي شود .
سطح منافع غير نقدي که تشکيل دهنده يک محرک و انگيزه لرلي رفتار غير اخلاقي است مي تواند متفاوت باشد و نيز ممکن است تشکيل دهنده يک ايراد در قصد شود .
فقهي ← استفتائات فقهاي متقدم و متاخر
كه منظور رشوه در حكم است. تفسير الميزان، ج 10، ص 209.
توضيح درباره كلمه «سحت»
همانگونه كه ملاحظه ميشود، رشوه حرام وبنا بر حديث نبوي، راشي (دهنده مال)، مرتشي (گيرنده مال) و حتي رايش (واسطه بين آن دو) در آتشند.
8- قال رسولالله: الراشي و المرتشي كلاهما في النار.
9- قال رسولالله: الراشي و المرتشي و الرايش، الذي يمشي بينهما.
پيامبر خدا(ص) فرمود: اگر راست ميگويي چرا در منزل مادرت يا پدرت ننشستي تا اين تعارف را برايت بياورند؟ سپس افزود: چه شده كه يكي از شما را براي انجام كاري مأموريت ميدهيم در بازگشت ميگويد، اين از بيتالمال و اين هم تعارفي و نصيب من است؟ چرا در خانه مادرش ننشسته تا برايش تعارفي بيايد. قسم به آن خدايي كه جانم در يد قدرت اوست، هيچ يك از شما چيزي را به ناحق نگيرد، مگر آنكه در پيشگاه الهي حاضر شود، كه در رستاخيز يكي از شما شتري را بياورد كه نعره ميزند... .
اخبار و آياتي اينچنين، نشان ميدهد كه رشوه در آيين مقدس اسلام، نيز حرام مؤكد است و نه تنها اجماع امت بر حرمت آن معتقدند، بلكه لسان روايت، رشوه را شرك به خداوند بزرگ و كفر به آفريدگار معرفي ميكند.
اجماع (نظرات فقها)
فقهای متقدم
1ـ آيتالله سيدمحمد كاظم طباطبايي يزدي، نويسنده كتاب «عروقةالوثقي» ميفرمايد: رشوه، مالي است كه راشي به قاضي ميپردازد تا حكم به باطل و به نفع او كند. يا حكم به نفع دهنده مال صادر كند؛ چه حكم، حق و چه باطل باشد و يا طريق مخاصمه و دعوي يا راه دفاع را به راشي بياموزد كه بر خصم (طرف دعوي) پيروز شود.
2ـ شهيداول در كتاب «لمعه» ميفرمايد: رشوه، مالي است كه قاضي از دو طرف دعوي يا يكي از آن دو يا از شخص ثالثي ميگيرد تا به صدور حكم اقدام كند يا راهگشايي يكي از اطراف دعوي شود، تفاوت نميكند كه در برابر بذل مال (رشوه) قاضي به حق حكم كند يا به باطل.
3ـ مرحوم حاج شيخ محمد حسن نجفي، صاحب كتاب «جواهرالكلام» ميفرمايد: «رشوه مطلق جعل نيست، بلكه بين رشوه و جعل، «عموم من وجه» است و نيز رشوه بذل مال براي خصوص باطل نيست. همان گونه كه صاحب قاموس آقاي فيروزآبادي، رشوه را مطلق جعل معرفي ميكند، ابن اثير در كتاب «النهايه» رشوه را بذل مال براي رسيدن به مقصود و رفع حاجت با زد و بند و مصانعه ميداند.
4ـ شهيد ثاني(ره) در روضه فرموده اند:
رشوه گرفتن قاضي مالي از متداعين يا يكي از آن دو يا از فرد ثالث تا حكم صادر كند يا راهگشاي برخي از طرف حكم شود، تفاوتي نميكند كه براي بذل مال به حق يا به باطل حكم كند.
5ـ مرحوم سيدجواد عاملي در «مفتاح الكرامه»، ميفرمايد: رشوه در نظر علماي شيعه، مالي است كه اعطا ميشود براي حكم و فرقي نميكند كه حكم به حق باشد يا باطل.
6ـ محقق ثاني (محقق كركي ) در كتاب «جامع المقاصد» اينگونه ميفرمايد: گرفتن حق العماله از طرفين دعوي رشوه است.
7- محقق ثاني در «جامعالمقاصد» و شهيد ثاني در «مسالك» فرمودهاند: به اجماع مسلمين، رشوه حرام است و اهميت چنين اجماعي بر كسي پوشيده نيست.
8- محمد نراقي(ره) در «مستند الشيعه» ـ كتاب القضاء، جلد 2، صفحه 526 مينويسد: به اجماع مسلمين، گرفتن رشوه بر قاضي حرام است.
9-محقق ايرواني در حاشيه مکاسب فرموده اند: و كيف كان فحرمه الرشوة غنية عن الاستدلال. فأنّ دعواي كونها من ضروريات الدين غير بعيدة؛ يعني به هر تقدير، حرمت رشوه نيازي به استدلال ندارد. بلكه ميتوان حرمت آن را از ضروريات دين شمرد!
10- آيتالله کد كني در كتاب قضاء ميفرمايد: «... اتّفق المسلمون علي تحريم الرشوه علي القاضي و العامل و في المجمع دليله: العقل و النّقُل».
فقهاي متاخر
در اين قسمت به بيان نظرات فقهاي معاصر ومن جمله مقام معظم رهبري مي پردازيم :
آيت الله تبريزي :
بسمه تعالى؛ رشوه حرام مختص به باب قضا است ، و در غير آن فى نفسه حرمتى ندارد و لكن مخالفت با مقررات نظام جايز نيست ، والله العالم .
پنج تن از آيات عظام و مراجع تقليد ضمن تقبيح رشوه، گيرنده و دهنده آن را مستحق تعزير دانستند.
آيات عظام موسوي اردبيلي، نوري همداني، صافي گلپايگاني، مكارم شيرازي و مظاهري در پاسخ به استفتاي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) ضمن حرام دانستن رشوه، مرتكب را لازم التعزير دانسته اند.آيت الله موسوي اردبيلي فتوا داد: «دادن و گرفتن رشوه حرام است و بايد به صاحب آن برگردانده شود و دهنده و گيرنده مستحق تعزير هستند.»پاسخ آيت الله نوري همداني نيز اين چنين بود: «دادن رشوه و گرفتن آن حرام است.»آيت الله صافي گلپايگاني پاسخ داد: «مورد رشوه در قضاوت است كه نه براي دهنده جايز است و نه براي گيرنده و دادن چيز در غير مورد قضاوت هم اگر اصطلاحاً (اصطلاح شرع) رشوه ناميده نمي شود ولي اگر كاري بر عهده كارمند است و از وظايف اوست و در مقابل انجام آن باشد به طوري كه اگر ندهد انجام نمي شود گرفتنش جايز نيست.»آيت الله مكارم شيرازي فتوا داد: «رشوه حرام است و دهنده و گيرنده هر دو مرتكب گناه مي شوند ولي چنانچه شخصي براي احقاق حق خود راهي جز پرداخت مبلغي نداشته باشد و سبب تضييع حق ديگري نشود دهنده مرتكب گناهي نشده است هر چند گيرنده مرتكب گناه شده است.»آيت الله مظاهري در اين باره پاسخ داده است: «رشوه حرام است وگناه آن علاوه بر اينكه حق الناس است و در ملك رشوه خوار وارد نمي شود بسيار بزرگ است. گيرنده رشوه در هر صورت گناه بزرگي را مرتكب شده است ولي دهنده رشوه اگر مجبور باشد حق قانوني و شرعي خود را از راه رشوه بگيرد اشكال ندارد.
مقام معظم رهبري (مد ظله العالي)
در اين قسمت به ذکر چند نمونه از سوالات مطرح شده از مقام معظم رهبري در مورد رشوه مي پردازيم :
س 1242: بعضى از مشتريان بانك براى انجام سريع كارهايشان و دريافت خدمات بهتر، اموالى را به كارمندان بانك مىبخشند، با توجه به اين كه اگر كارمندان بانك آن كارها را براى آنان انجام ندهند، چيزى به آنان نمىدهند، آيا دراين حالت، گرفتن آن مال جايز است؟
ج1242 :جايز نيست كارمندان در برابر انجام كار مشتريان كه براى آن استخدام شدهاند و در برابر آن هر ماه حقوق دريافت مىكنند، از مشتريان چيزى بگيرند و همچنين مشتريان بانك نبايد كارمندان را در برابر انجام كارهايشان با پول نقد يا غير آن تطميع كنند زيرا اين كار مستلزم فساد است.
س 1243: بعضى از مشتريان بانك براساس عادات رايج به كارمندان عيدى مىدهند و اعتقاد دارند كه اگر اين هديه را ندهند كارهايشان به شكل مطلوب انجام نمىشود، حكم اين كار چيست؟
ج1243:اگر اين هدايا منجر به تبعيض در انجام خدمات بانكى به مشتريان شود و در نهايت باعث فساد و از بين رفتن حقوق ديگران گردد، مشتريان نبايد آن هدايا را به كارمندان بدهند و كارمندان هم حق گرفتن آنها را ندارند.
س 1244: چنانچه فردى از باب تشكّر و قدردانى از كارمند، هديهاى به او اهداء كند، حكمش چيست؟ هر چند آن كارمند بدون هيچ گونه چشم داشتى، كارى را انجام داده باشد؟
ج1244:هديه در محيط كار و از جانب ارباب رجوع، يكى از خطرناكترين چيزها است و هر چه بيشتر از آن اجتناب كنيد، به صرفه دنيا و آخرت شما، خواهد بود. فقط در يك صورت، دريافت آن جايز است و آن، اين است كه هديه دهنده، با اصرار زياد و با امتناع مأمور از قبول، بالاخره به نحوى آن را اهداء كند. آنهم بعد از انجام كار و بدون مذاكره و حتّى توقّع قبلى.
س 1245: هدايا اعم از نقدى، خوراكى و غيره كه توسط ارباب رجوع با رضايت و طيب خاطر به كارمندان دولت داده مىشوند، چه حكمى دارند؟ و اموالى كه به صورت رشوه به كارمندان داده مىشوند اعم از اينكه بر اثر توقع انجام كارى براى پرداخت كننده باشد يا خير، چه حكمى دارند؟ و اگر كارمند بر اثر طمع به دريافت رشوه، مرتكب عمل خلاف قانون شود، چه حكمى دارد؟
ج1245:بر كارمندان محترم واجب است كه رابطه آنان با همه مراجعهكنندگان براساس قوانين و مقرّرات و ضوابط خاص اداره باشد و قبول هر گونه هديهاى از مراجعهكنندگان به هر عنوانى كه باشد براى آنان جايز نيست زيرا باعث فساد و سوءظن به آنان و تشويق و تحريك افراد طمعكار به عمل نكردن به قانون و تضييع حقوق ديگران مىشود. اما رشوه، مسلم است كه براى گيرنده و دهنده آن، حرام است و واجب است كسى كه آن را دريافت كرده به صاحبش برگرداند و حق تصرّف در آن را ندارد.
س 1246: گاهى مشاهده مىشود كه بعضى از اشخاص از مراجعهكنندگان در برابر انجام كارشان تقاضاى رشوه مىكنند، آيا پرداخت رشوه به آنان جايز است؟
ج1246:هيچيك از مراجعهكنندگان به ادارات حق ندارند براى انجام كار خود پول يا خدمتى را بطور غيرقانونى به كارمند ادارى كه مكلّف به خدمت به مراجعين است، ارائه دهند، همچنين كارمندان ادارات هم كه از نظر قانونى موظف به انجام كار مردم هستند، حق ندارند هيچگونه مبلغى را بطور غيرقانونى در برابر انجام كار مراجعهكنندگان درخواست و يا دريافت كنند و جايز نيست در اين مال تصرّف نمايند، بلكه بايد آن را به صاحبانش باز گردانند.
س 1247: پرداخت رشوه براى گرفتن حق با توجه به اينكه گاهى براى ديگران مشكل ايجاد مىكند مثلا باعث مقدم شمردن صاحب حق نسبت به افراد ديگر مىشود، چه حكمى دارد؟
ج1247: پرداخت رشوه و گرفتن آن جايز نيست هر چند باعث ايجاد مشكل و زحمت براى ديگران نشود، چه رسد به موردى كه بدون استحقاق، باعث ايجاد مزاحمت براى ديگران شود.
س 1248: اگر شخصى براى انجام كار قانونى خود مجبور به پرداخت مبلغى به كارمندان يكى از ادارات شود تا كار قانونى و شرعى او را به راحتى انجام دهند زيرا اعتقاد دارد كه اگر اين مبلغ را نپردازد، كارمندان آن اداره كار او را انجام نخواهند داد، آيا عنوان رشوه بر اين مبلغ صدق مىكند؟ و آيا اين عمل حرام است يا اينكه اضطرارى كه باعث پرداخت آن براى انجام كار ادارى او شده، عنوان رشوه را از آن بر مىدارد و در نتيجه حرام نخواهد بود؟
ج1248: پرداخت پول يا اموال ديگر از طرف فرد مراجعهكننده به كارمندان ادارات كه مكلّف به ارائه خدمات ادارى به مردم هستند، و حتما منجر به فساد ادارات خواهد شد، عملى است كه از نظر شرعى حرام محسوب مىشود و توهّم اضطرار، مجوّزِ او در انجام اين كار نيست.
س 1249: قاچاقچيان به بعضى از كارمندان مبالغى پول در برابر چشمپوشى آنان از مخالفت و نقض قانون پرداخت مىكنند و در صورتى كه كارمند درخواست آنان را قبول نكند تهديد به قتل مىشود. در اين صورت كارمند چه وظيفهاى دارد؟
ج1249: دريافت هرگونه مبلغى در برابر تغافل و چشمپوشى از اَعمال خلاف قانون قاچاقچيان جايز نيست.
س 1250: مدير بخش ماليات از مأمور محاسبه كننده درخواست نموده است كه از ميزان ماليات يكى از شركتها مقدارى كم نمايد، باتوجه به اينكه اگر از اين كار امتناع بورزد، مشكلات و گرفتاريهاى سختى براى او پيش خواهد آمد، آيا اطاعت از دستور مدير توسط مأمور مذكور در چنين مواردى واجب است؟ و آيا مىتواند در برابر اجراى اين دستور پولى را دريافت كند؟
ج1250: در اين گونه امور بايد مطابق ضوابط و مقرّرات قانونى عمل شود و تخلّف از آن جايز نيست. اعم از اينكه رايگان باشد يا درمقابل گرفتن وجه.
عقل
پر واضح است كه هر صاحب خردي، بالاخص با توجه به مقدمه كوتاهي كه گفته شد، پرداخت کننده وگيرنده رشوه را تقبيح ميكند؛ شايد هم بتوان گفت كه حرمت دادن و گرفتن رشوه با توجه به آثار و تبعات فردي و اجتماعي آن، از مصاديق مستقلات عقليه است، يعني از مواردي است که عقل بدون کمک جستن از شرع خود به تنهايي وبا توجه به اصول کلي که در اختيار دارد به قبح آن مي رسد.
اقسام رشوه
1ـ رشوه به قاضي که آن را رشوه در حكم مي نامند
سخن در ماهيت فقهي رشوه بوده كه مصداق بارز و مورد اتفاق آراي آن را موضوع رشا و ارتشاء در حكم قضا دانسته و تاكنون آنچه عنوان شد، در اين زمينه بوده است.
2ـ رشوه در غير حكم
بحث در موردي است كه رشوه به غير قاضي و يا حاكم يا مديركل يا استاندار، مالي ميدهند تا با حمايت او ظلم كرده يا مرتكب عمل خلافي شوند و يا به خواسته نامشروع و غيرقانوني خود برسند. براي مثال؛ براي وارد كردن كالاي خاص كه پرسود است يا صادر كردن متاعي يا داير كردن كارخانهاي يا به چنگ آوردن زمين مناسبي، اقدام ميكند، ليكن براي رسيدن به هدف، مواجه يا مشكلات و پشت سر گذاشتن مراحل و رعايت مقررات ويژهاي است و طي طريق از راههاي قانوني با وقت و هزينههاي زيادي همراه است و خلاصه، رعايت طرق قانوني، مانع آن سود سرشار ميشود. در چنين ميداني به مقامات دولتي يا شهرداريها يا رؤساي بانكها به منظور وام بيشتر و سهلالوصولتر، رشوه ميدهد تا مثلا قانون و مقررات را ناديده بگيرد. خلاصه سريعتر و راحتتر به مقصود برسد.
آيا رشوه در غير مورد قضا و حكم، چون رشوه در خصوص حكم، با توجه به اينكه عنوان رشوه در غير قضاء هم صدق ميكند، حرام است؟ يا حرمت اختصاص به قضاء داشته و در غير آن صادق نيست؟
درکتب تفسيرمانند طريحي، ابن اثير، مصباح المنير و... همچنين تعاريف برخي از فقهاي نامداري چون علامه كدكني در كتاب القضاء دادن مال در غير محل حكم و قضا را نيز شامل ميشود.
نظر شيخ انصاري:
ازنظرات مطروحه در کتب «مصباحالمنير» و «النهايه» اين گونه استفاده ميشود كه عنوان رشوه در غير مورد حكم هم جريان دارد پس همچنان حرام است.
مثلا: كسي مال به ديگري ميدهد كه گيرنده، مشكل او را پيش امير، حل كند و كار او را با ميانجيگري فيصله دهد. پس اگر كار او صرفا حرام يا مخلوطي از حرام و حلال باشد، ليكن راشي به انگيزه انجام كل كار (حلال و حرام) مال را پرداخت كند. همانا ظاهر در حرمت رشوه است، اما نه تحت عنوان رشوه. چون دليلي بر تحقق عنوان رشوه نداريم. مگر بعضي اطلاقاتي كه (از اخبار و تفاسير اين لغت استفاده ميشود) منصرف به رشوه در حكم قضاء است. بلكه دليل بر حرمت در رشوه به امير و عوامل او از باب اكل مال بباطل است [اكل مال بباطل: (فقهمدني) و آن عبارت است از اينكه مال كسي بدون مجوز قانوني به ديگري منتقل شود يا در اختيار او قرار گيرد. در فقه اين امر را تحت اصطلاح «اكل مال بباطل» بيان ميكنند و آن را از مدلول آيه «ولا تأكلوا اموالكم بينكم بالباطل...» گرفتهاند. در اصطلاحات جديد از همين معني، تعبير به «دارا شدن بدون جهت» و گاهي تعبير به دارا شدن غيرعادلانه شده است]. به هر حال، حرمت در اين مورد به علت فساد است و نه اينكه نفس بده و بستان حرام (حرمت تكليفي) باشد. از اين رو در توجيه حرمت بايد گفت، مال پس از قبض از طرف مرتشي (مبذول له) همچنان در ملك راشي باقي بوده و قهرا تصرف گيرنده (با توجه به فساد معامله) حرام و ممنوع است.
آري ممكن است براي حرمت اين نوع از رشوه، به نحوي اطلاقاتي كه در اعطاي هديه به ولاة و عمال و كارگزاران ظلمه وارد شده، استدلال كرد.
اُجورالقضات
در كتاب ارجمند «مكاسب»، موضوعي كه مطرح ميشود، عبارت است از تفاوت هديه و رشوه و همچنين مسئله اجور قضات است.
اما نظر به اينكه موضوع اجور و حقالسعي قضات امروزه از بيتالمال تأمين ميشود، مخالفتي در اين باره نيست؛ بنابراين، از بررسي آن خودداري ميكنيم و تنها مطلبي كه قابل توجه است، همانا گرفتن وجه يا مال از طرفين تحت عنوان اجر و دستمزد است كه نه تنها امروزه مورد پيدا نميكند، بلكه در صورت وقوع چنين مسئلهاي قضيه همان حالت رشاء و ارتشاء را به خود ميگيرد.
شهيد اول در كتاب «لمعه دمشقيه» ميفرمايد: «و يجوز ارتزاق القاضي من بيتالمال مع الجاجة و لا يجوز الجعل من الخصم» قاضي براي معيشت خود در صورت نياز ميتواند از بيتالمال استفاده كند، ولي جايز نيست كه با تخاصم (براي ارتزاق) چيزي بگيرد.
و همچنين شيخ طوسي در كتاب «خلاف» اجرت گرفتن قاضي را براي حكم مطلقا جايز نميداند.
شهيدين لمعه و روضه نيز ميگويند: دستمزد يا جعل جايز نيست، چون در معناي رشوه است.
مرحوم محقق حلي در كتاب «شرايعالاسلام» ميگويد: اين مسئله خلافي است، برخي از فقها در فرض فقير بودن قاضي و واجب نبودن قضا بر او، گرفتن اجرت را جايز ميدانند و الا حرام ميشمارند.
نقل از «تحريرالوسيله» امام خميني:
براي كسي كه قضاوت بر او متعين نيست، ارتزاق از بيتالمال هرچند بينياز باشد، جايز است و در صورت بينيازي ترك آن بهتر است. البته در اين باره نظريات ديگري نيز هست كه از آوردن آنها خودداري ميكنيم.
تفاوت رشوه با جعل
فرق بين رشوه و جعل، كه از طرفين حكم يا از هر كدام بگيرند، بنا بر قول جوازش، برخي گفتهاند كه فرض از رشوه آن است كه حكم براي بخشنده بكند بخصوصه. خواه بر حق باشد و خواه بر باطل. و اما غرض از جعل همان حكم كردن است بر وجه معتبر؛ خواه براي دهنده آن باشد يا از براي آن ديگر، چه اين محل تهمت نميباشد برخلاف رشوه.
تفاوت رشوه و هديه:
رشوه در مكاسب تعريف نشده و همانگونه كه ديديم و با توجه به نظر مشهور، شايد بهترين تعريف از آيتالله سيدمحمد كاظم طباطبايي يزدي باشد. بدين بيان:
«هي ما يبذله للقاضي في ليحكم له بالباطل و ليحكم له حقا كان او باطلا. او ليعلمه طريق المخاصمه حتي يغلب علي خصمه».
يعني رشوه مالي است كه راشي به قاضي ميدهد كه حكم به باطل، به نفع وي يا اينكه به نفع او حكم كند؛ چه باطل (ناحق) باشد و چه حق و يا طريق دفاع و مخاصمه را به دهنده مال بياموزد كه بر خصم خود (طرف دعوي) پيروز شود.
مرحوم شيخ انصاري هديه را به صورت زير تعريف كرده است:
«... هي ما يبذله علي وجهه الهبة ليورث المودة الموجبه للحكم له حقا كان او باطلا».
يعني: هديه عبارت است از مالي كه شخص به رسم هبه و بخشش به قاضي ميدهد تا در ضمير قاضي نسبت به وي محبت و دوستي ايجاد شده و در نتيجه به نفع او حكم كند. اعم از آنكه حكم به حق يا باطل باشد. در تفاوت بين هديه و رشوه شيخ انصاري چنين ميگويد:
«و الفرق بينها و بين الرشوة: ان الرشوه تبذل لاجل الحكم و الهديه تبذل لا يراث الحب المحرك له علي الحكم علي وفق مطلبه و... ».
تفاوت بن هديه و رشوه اين است كه رشوه به خاطر حكم داده ميشود، ولي هديه به منظور ايجاد حب و مودت در دل قاضي اعطا ميشود تا همين رابطه دوستي محرك قاضي بر حكم (صدور رأي) مطابق ميل و مراد شخص شود.
توضيح آنكه رشوه از آغاز براي جلب نظر قاضي داده ميشود تا حكم به نفع راشي صادر كند. در حقيقت رشوه عوض و ثمن حكم است. در رشوه قاضي مجاني حكم نميكند! ولي هديه نوعي تمليك و اهداي مجاني است و مستقيما در عوض حكم قاضي نيست، بلكه شايق و محرك محبت و لطف است. لطفي كه منجر به حكم ميشود. حكمي كه به نفع دهنده مال خاتمه و فيصله پيدا ميكند!
آنجا كه هديه حرام است
شيخ در ادامه ميفرمايد: «... فالظاهر حرمتها لأنها رشوة او بحكمها بتنقيح المناط و... ». حال اگر قاضي يا مبذولله از قراين دريافت كه اين هدايا به چه منظور است، اينها براي حكم به نفع طرف است. در اين فرض هدايا حكم رشوه را دارند؛ يعني حرام هستند، زيرا كه اينها يا مستقيما رشوه هستند (در ديد عرف هم اينگونه است، ولو لغت نباشد) يا در حكم رشوه هستند و به تنقيح مناط حراماند؛ يعني مناط رشوه كه اخذ جعل (عوض) است. للحكم بر نفع طرف و... در اين هدايا هم هست، پس آنها حرامند.
رواياتي داريم مبني بر اينكه به طور كل هدايايي كه به والي يا عمال و كارگزاران حكومت داده ميشود، سحت و حرام است. از قبيل روايت اصبغ بن نباته كه ميفرمايد: اگر والي هديهاي بگيرد، خيانت كرده يا هداياي عمال خيانت و دزدي است يا سحت و حرام است. تمامي اينها بر فرض مذكور؛ يعني اعطاي هدايا به منظور جلب محبت والي و قاضي (و رشوه در حكم رشوه بودن) حمل ميشود و از آن باب حرام است. آنچه مسلم است اينكه اگر هديه به منظور جلب منفعت و دفع ضرر باشد و به سودجويي و سوداگري بدهد، همان حكم رشوه را دارد و قراين و اوضاع و احوال، اعم از زمان، موقع، محل، سمت شخص (قاضي يا عامل بودن)، مبلغ و ميزان هديه و... در صدق عنوان هديه يا رشوه مدخليت دارد. روزي به پيامبر با كرامت اسلام(ص) خبر دادند كه يكي از حكمرانان مناطق اسلامي در حوزه فرمانروايي خود، هديهاي را پذيرفته است! آن حضرت دستور تحقيق داد، پس از آنكه صحت گزارش رسيده روشن شد، آزردهخاطر گشت و او را احضار كرد و از او توضيح خواست و فرمود: كيف تأخذ ما ليس لك بحق! چرا اقدام به قبول چيزي كه حقت نيست، كردهاي؟ حاكم گفت: يا رسولالله هديه بود.
حضرت فرمود: اگر در منزلت مينشستي و داراي اين موقعيت اجتماعي نبودي، آيا او براي تو هديه ميآورد؟ پس امر فرمود: آن مال را به صاحبش بازگردانند و آن حاكم را نيز عزل كرد.
آنچه پيش از اين از پيامبر(ص) نقل شد، روايت بسيار گويا و كوبندهاي است و به روشني، مرز هديه و رشوه را مشخص ميكند.
به هر تقدير، غرض از هديه اگر دوستي و محبت و تقرب به خداوند باشد و موجب وحدت و مودت شود، اقدامي ارجمند است و فرامين ديني نيز بر آن صحه گذاشته و توصيه كرده است. عمل پيشوايان دين و سيره مستمره مسلمين نيز مؤيد اين گفتار است.
پيامبر اسلام(ص) ميفرمايد: «لو اهدي الي كراعا لقبلته»! اگر قسمت باريك و لاغر پاچه گوسفندي هم بر من هديه شود، ميپذيرم.
اين شيوه نشان ميدهد كه كاربرد هديه در كجا و براي چيست؟ اگر همين روايت را با روايت آن عامل (مأمور مالياتي) جمع كنيم، دستورالعمل و راهكار، روشن و مشخص است. استاد محمد سنگلجي ميگويد: «كيف ما كان، جواز و عدم جواز هديه، وابسته به قصد است؛ يعني پذيرش هديه، هنگامي جايز است كه به عنوان رشوه بذل نشده باشد و در صورتي كه قصد از بذل، رشوه باشد، قبول آن حرام است و بر حسب اين ضابطه، اگر كسي به عنوان هديه يا هبه و يا بيع و صلح محاباتي، مالي را به قاضي بذل كند و قصدش از بذل مال، به دست آوردن حكم باشد، هرچند بر حسب ظاهر، بذل مال هديه به شمار رفته، ولي اين گونه عناوين از مصاديق رشوه بوده و قبول آن، حرام است.
بررسي علل رشوه از منظر اجتماعي
رشوه يک مفهوم آشناي اجتماعي وفرهنگي است که سواي هر پديده اجتماعي ديگري به عنوان يک پديده بدون حد و مرز درسراسر جهان گسترش يافته است؛ و بدون اغراق در هر جامعه اي که رگه هايي از حضور دولت و نظام اداري در آن وجود داشته باشد به چشم مي خورد ؛ آفتي که به مثابه يک سندرم حاد هر نظام اداري را آلوده کرده و شايد به جرات بتوان گفت که هيچ سازماني از آن مصون نيست ؛ حال شايد بپرسيد چرا اين موارد را درمبحث اجتماعي رشوه مطرح نمودم؟!
از بيان مطالب فوق يک هدف مد نظرم بود وآن عنوان نمودن ميزان نفوذ رشوه خواري در نظام اداري جوامع است که اين نظام اداري خود از بزرگترين عوامل تشکيل دهنده زير ساخت هاي يک جامع مي باشد؛ در برخي کشورها مانند ايالات متحده بنا به حضور گسترده بخش خصوصي درعرصه هاي اجتماعي و انجام حجم گستردهاي ازوظايف تصدي گري دولت توسط اين بخش که خود منجر به حضور کم رنگ تر دولت در جامعه شده است،زيرا حجم عمده کارهاي جامعه همانا اَعمال تصدي گري است و دولت تنها به اِعمال اَعمال حاکميتي مي پردازد که مرتبط ونشات گرفته از قدرت عمومي است که تنها در اختيار دولت است و البته قشر کمتري از مردم به اين طريق درگير نظام اداري جامعه مي شوند؛ در حالي که در کشوري با ساختار غالب دولتي و نه تماماً دولتي مانند کشورما مردم در چيزي بيش از %80 امور خود مجبوربه رجوع به بخش هاي دولتي هستند واين امر با توجه به عبارت {نظام اداري خود از بزرگترين عوامل تشکيل دهنده زير ساخت هاي يک جامع مي باشد} خود شاهدي بر اين مدعاست که جامعه ما جامعه اي با ساختار دولتي است واين امر خود ضريب رشوه خواري را در آن افزايش مي دهد .
در اين مجال ذکر اين مورد ضروري به نظر مي رسد که جوامع هريک به فراخور نوع و سطح فرهنگشان داراي ساختارهاي گوناگوني هستند، فرضاً جامعه ايالات متحده آمريکا از اقوام و مليت هاي مختلفي از سراسر دنيا تشکيل شده است که اين نفاوت در خرده فرهنگ ها خود به نوعي سبب بروز نگرش هاي مختلفي نسبت به پديده هاي اجتماعي و من جمله رشوه شده است در کشور ما نيز با توجه به خرده فرهنگ هاي وجود داراي نگرش هاي گوناگون نسبت به پديده هاي اجتماعي و من جمله رشوه است،البته نبايد از يک عامل مهم ديگر که در امر رشوه اهميت زيادي دارد غافل شد و آن پايگاه اجتماعي مشاغل خاص و اهميت آنها در جامعه است که احتمال تحقق رشوه در مورد اينگونه مشاغل را افزايش مي دهد ، مشاغلي ازقبيل قضاوت،پزشکي قانوني،نيروهاي انتظامي و.....
ازمطالب فوق چند مورد به ذهن خطور مي کند :
اول : نگرش جامعه به هرعملي در شکل گيري و گسترش آن نقش به سزا دارد من جمله در رشوه و رشوه خواري دوم : شکل گيري شخصيت اجتماعي انسان در اعمال آينده آنها نقش عمده دارد فرضاً فردي که در يک محيط اجتماعي که رشوه خواري را امري مذموم مي داند رشد کند وشخصيت اجتماعي اش بر اين منوال شکل بگيرد يقيناً اگردرآينده نيزبه مناصبي برسد در صورتي که نگوييم اصلاً به سوي رشوه نمي رود حداقل مي توانيم بگوييم بسيار دشوارتراز ديگراني که داراي چنين شخصيتي نيستند به سوي رشوه گرايش ميابد سوم : آمار نشان داده است که در جوامعي که ساختار فرهنگي آنان به گونه اي به سوي دين واعتقادات مذهبي گرايش واقعي ونه ظاهري دارد آماررشوه دادن و رشوه خواري در اين جوامع بسيار پايين تراز ساير جوامع است چهارم : شکل گيري فرهنگ رشوه در جوامع که از عوامل مختلفي از جمله رواج آن ، عدم مبارزه جدي با آن و ..... نشات مي گيرد و شکسته شدن قبح آن در نزد افراد آن جامعه سبب گسترش هر چه بيشتر اين پديده شوم مي شود دكتر عباس توسلى، جامعه شناس و استاد دانشگاه تهران در اين باره مي گويند : (( پيشينه تاريخى و عوامل متزلزل كننده ارزشها را از عوامل عمده رشوه خوارى مى داند. او مى گويد: «يكى اينكه آيا آن اعتقادكه رشوه دهنده و رشوه گيرنده هر دو محكوم و مطرودند در جامعه اعتبار خود را از دست داده است؟ البته در مورد بسيارى از افراد ممكن است اين طور باشد. همين كه فساد ادارى به وجودآمد و افراد از طريق رشوه توانستندكار خودشان را راه بيندازند، قبح آن مى ريزد و در واقع مى بينيم كه يك كار معمولى مى شود و هيچ كس هم نسبت به آن اعتراضى نمى كند.))
جعفر حبيب زاده دانشيار گروه حقوق دانشگاه تربيت مدرس كه اخيراً پژوهشى با عنوان «رشوه از ديدگاه حقوق كيفرى ايران و فقه» كرده مى گويد: «بررسى هاى ابتدايى آمارى حاكى از اين است كه در جامعه اسلامى ما قبح اجتماعى و اخلاقى اين پديده شوم كم رنگ شده است.» وى مى افزايد: «در سالهاى اخير عدم چاره انديشى علمى منطبق بر واقعيات اجتماعى براى مقابله با رشوه، باعث افزايش آمار وقوع اين بزه و از بين رفتن قبح اين عمل و ارتكاب آن به عنوان يك اقدام متعارف اجتماعى شده است، به نحوى كه ديگر كسى در برخورد با اين موضوع رنگش را نمى بازد، بلكه با رضا و رغبت رشوه مى دهد و بدون ترس از قانون و مجريان آن رشوه مى گيرد و براى توجيه خود به وجود تبعيض هاى ناروا، مشكلات اقتصادى در ابعاد مختلف آن تمسك مى كند.
پنجم : دستگاه عريض و طويل دولتي از يک سو و وجود ساختار بروکراتيک در ادارات دولتي خود عامل موثر ديگري در شکل گيري رشوه خواري در جامعه است ششم : شايد دليلي که در خيلي از تحقيق ها در مورد رشوه خواري به آن پرداخته نشده است وجود پاگاه ها وطبقات اجتماعي مختلف در جامعه است که افرادي که در اين طبقات هستند براي رسيدن به طبقه بالاتردست به هرعملي حتي دريافت رشوه نيز مي زنند، در اين باره دكتر توسلى مى افزايد: وقتى افراد مى بينند كه زندگيشان تأمين نيست و حتى حقوقى كه مى گيرندممكن است يك سوم هزينه زندگى شان را هم تأمين نكند و بعد هم مى بينند كه افرادى يك شبه به ثروتهاى هنگفتى دست پيدا مى كنند، در واقع آن اخلاق مذهبى، انسانى و ايرانى كه بايد وجود داشته باشد تا جلوى اين كارها را بگيرد در آن نابهنجاريها به كاستى گرايش پيدا مى كند، متزلزل مى شود و افراد متأسفانه به اين كارها دست مى زنند.
با تفاسير فوق وبا با امعان نظر به نظرات کارشناسان وتحقيقات ميداني در اين مورد مي توان به نقش مهم و متقابل اجتماع بر رشوه خواري و رشوه خواري بر اجتماع پي برد .
در اين مورد يکي از شاخه هاي مهم علوم اجتماعي که متخصصان آن به تحقيقات گسترده اي در اين مورد دست زده است حوزه فرهنگ سازماني است که در اينجا برخي ازدست آوردهاي آنها را که دررابطه با نقش فرهنگ سازماني در پيشگيري از بروز فساد اداري ( رشوه ) است بيان مي کنيم :
اصطلاح فساد اداري كه آن را در برابر سلامت اداري به كار مي برند، مدت زيادي است كه مورد توجه انديشمندان و صاحبنظران مختلف سازماني قرار گرفته و تلاش كرده اند با ارا ئه تعاريف منطبق با اصول سازماني در جهت رفع آن گام بردارند كه وجه اشتراك اغلب تعاريف ارائه شده درباره فساد دستگاههاي دولتي را مي توان رشوه و سوءاستفاده از موقعيتهاي شغلي، براي نفع شخصي دانست. پيامدهاي فساد اداري نيز در قالب معضلات و ناهنجاريهايي همچون سوءاستفاده از موقعيتهاي شغلي، ارتشاء و اختلاس، كلاهبرداري، پارتي بازي، بي عدالتي، باج خواهي، ايجاد نارضايتي براي ارباب رجوع (ذينفع ها)، سرقت اموال و دارائيهاي سازمان، فروش اطلاعات محرمانه سازمان به ديگران و نظاير آن بــــه صورت فردي، گروهي و سازمــــان يافته پديدار مي گردد. عوامل و زمينه هاي گوناگوني وجود دارند كه مي تواند موجب پيدايش و گسترش و ترويج فساد اداري به صورت بالقوه و بالفعل شوند. برمبناي اين عوامل و زمينه ها مي توان راههايي را شناسايي كرد كه اثر بيشتري در كاهش و حذف پديده فساد اداري در سازمان دارند.چون سازمان ها از خرده سيستم هاي گوناگوني تشكيل شده اند كه يكي از مهمترين آنها خرده سيستم منابع انساني است. بر همين اساس در مبارزه با پديده فساد اداري، تمركز بر روي عواملي كه مستقيمــاً به بُعد منابع انساني سازمان مربوط مي شود، مي تواند تاثير بيشتري در كاهش يا حذف فساد اداري در سازمان داشته باشد هرچند كه عوامل سازماني ديگري همچون شفافيت قوانين اداري و... دراين زمينه موثرند. فرهنگ سازماني به عنوان پديده اي كه نقش گرفته از سياستها و رويكردهاي مديران رده بالاي سازماني است ازجمله عواملي است كه نقش مهمي در پيشگيري از بروز فساد در ادارات و سازمانها دارد. صاحبنظران نسبت فرهنگ سازماني به سازمان را، همچون نسبت شخصيت به فرد مي دانند كه نقش مهمي در شكل گيري رفتار (فردي و سازماني) دارد. از آنجا كه فساد اداري (و انواع ديگر آن همچون فساد اقتصادي، سياسي و...) مي تواند تاثير زيادي بر روي حركت توسعه جامعه بگــذارد و بنابر اهميتي كه فرهنگ سازماني - به عنـــــوان يكي از مهمترين عوامل پيشگيري كننده از بروز فساد اداري - دارد، فرهنگ سازماني به دليل ماهيت اثرگذاري قوي كه مي تواند بر رفتار و عملكرد اعضاي سازمان داشته باشد، نقش مهمي در كنترل دروني رفتارهاي كاركنان و پيشگيري از بروز فساد اداري دارد. فرهنگ سازماني كه پيوندي نزديك با فرهنگ عمومي جامعه دارد، عامل مهمي در شكل دهي به رفتار سازماني محسوب مي شود و از نقش مهمي در پديدآوردن دگرگوني در رفتارهاي نامطلوب و ايجاد ثبات در رفتارهاي موردنظر سازمان برخوردار است. فرهنگ سازماني درقالب مجموعه اي از باورها و ارزشهاي مشترك كه بر رفتار و انديشه هاي اعضا و سازمان اثر مي گذارد، مي تواند به عنوان سرچشمه اي براي دستيابي به محيط سالم اداري و يا فضايي كه ترويج كننده فساد اداري است به شمار آيد.
تعاريف: فرهنگ سازماني همچــون ديگر پديده هاي سازماني به صورتهاي مختلف تعريف شده است. در اين رابطه ادگار شاين، يكي از برجسته ترين انديشمندان رفتار سازماني معتقد است كه: فرهنگ سازماني عبارت از آداب، رسوم و اخلاقيات است. فرهنگ سازماني ارزشهايي كه به طور علني اعلام شده اند را شامل مي شود. فرهنگ سازماني، انباشته اي از آموخته هاي مشترك در طول تاريخ مشترك است و آن اشاره به استحكام ساختاري و الگويي بودن و تكامل سازمان دارد (شاين، 1997). فساد اداري در جامعه مصرفي امروز، رشد بي رويه نيازهاي مادي وگرايش انسانها به برطرف ساختن هرچه بيشتر نيازهاي مادي سرعت بيشتري گرفته و در اين ميان پول، حرف اول را مي زند. براي انساني كه امكان افزايش درآمد بيشتر برايش ميسر نيست و راههاي مشروع كسب درآمد بيشتر نيز بر او بسته است، چه راهي وجود دارد كه او بتواند بر رفع نيازهاي روبه رشد زندگي فائق آيد؟ تحقيقات گوناگون صورت گرفته بر روي ميزان نياز و درآمد افراد جامعه بويژه كاركنان، حكايت از اين دارد كه با گذشت زمان و افزايش بي رويه تورم در سالهاي اخير، نه تنها سطح درآمد نتوانسته بر سطح نيازهاي مادي غلبه كند، بلكه همان طور كه نمودار شماره يك نشان مي دهد، از حركتي نزولي (نسبت به رشد نيازهاي مادي) برخوردار شده است. با شكل گيري چنين شرايطي، طبيعي به نظر مي رسد كه در عرصه رقابتهاي اجتماعي ناعادلانه، افراد تلاش كنند تا ازطريق مسيرهاي غيرمعمول و غيرقانوني به مقاصد و اهداف شخصي دست يابند كه حكايت از يك جهش اجتماعي براي بروز فساد در جامعه است. براساس گزارش سازمان جهاني شفافيت (TRANSPARENCY UNIVERSAL ORGANIZATIONAL=TUO)، ايران ازنظر مفاسد اداري بين 133 كشور، در رتبه 79 قرار دارد. براساس اين گزارش امتياز ايران در پيوستار 0 تا 10 امتياز، برابر 3/7 است كه نشـــان دهنده گسترده بودن پديده فساد در فضاي اجتماعي ايران است. افزايش فاصله طبقاتي در كشور را مي توان به حركت پله هاي برقي تشبيه كرد. براي درك بهتر علت گرايش به فساد، عده اي را تصور كنيد كه بر روي يك پله برقي كه به طرف بالا مي رود، ايستاده اند و به راحتي به طرف بالا (برخورداري از رفاه و فرصتهاي اجتماعي عالي) مي روند كه اين پله برقي فقط براي عده معدودي از افراد جامعه است. بقيه مردم كه اكثريت آن را تشكيل مي دهند نيز مي خواهند به آن مرتبه بالا برسند، اما راهي ندارند به جز اينكه از روي پله برقي ديگري كه به طرف پايين مي آيد با فعاليت و سرعت بسيار بيشتر حركت كنند اما هرگز به آن نمي رسند مگراينكه خود را از اين قاعده خارج كنند. وضع كارمندان دولت و كارگران در جامعه امروز ايران شبيه به حركت بر روي پله برقي از نوع دوم است. كارمندان و كارگران با همسران و فرزندانشان در مقابل خود، افراد زيادي را مي بينند كه در رفاه كامل از پله هاي دستيابي به رفاه استفاده مي كنند. ازسوي ديگر، مرتباً ازطريق تبليغات، جنبه هاي گوناگون يك زندگي مرفه به آنها معرفي مي شود. بنابراين، احساس عدم وجود عدالت اجتماعي در نگرشها و ذهنيات آنها موجب مي شود كه اعتقاد به نظام اجتماعي (به قول دوركهايم: وجدان جمعي) كاهش يابد و به عبارت ديگر، كنترل رواني افراد بر روي رفتار خود كم شود. که اين امر سبب می شود که شخص رو به اخذ رشوه بياورد.
راهکارها برای پيشگيری از اين پديده شوم
. تجربيات به دست آمده از اجراي اين برنامه ها نشانگر اين است كه براي حذف يا كاهش اين پديــده شوم در نظام اداري كشور، نيازمند برنامه هايي هستيم كه با تاثير بر فرهنگ عمومي جامعه و ابعاد آن همچون فرهنگ سازماني (به عنوان پديده اي كه به طور مستقيم از فرهنگ جامعه تاثير مي پذيرد)، پيشگيري از بروز فساد اداري را هدف قرار دهد، به جاي آنكه از طريق طراحي رويه هاي تنبيهي و پس از وقوع با آن مبارزه كند. همانگونه كه در دنياي پزشكي تاكيد بر اين است كه پيشگيري بهتر از درمان است و از اين طريق با هزينه كمتر و سريعتر مي تــوان به مقصود رسيد، در اينجا نيز تاكيد مي كنيم كه فرهنگ سازماني اين قابليت را دارد كه بتواند مانع از بروز بسياري از جريانات توأم با فساد اداري گردد. فرهنگ سازماني از كاركـــردهاي گوناگوني برخوردار است. و مي تواند با معرفي الگوي رفتاري مطلوب به كاركنان، رفتار آنان را كنترل كند. فرهنگ سازماني ازطريق تثبيت شيوه هاي مطلوب انگيزش، به رفتار كاركنان جهت مي دهد. همچنين فــــرهنگ سازماني ازنظر اجتماعي به عنوان چسبي به حساب مي آيد كه مي تواند ازطريق ارائه استاندارد مناسب (در رابطه با آنچه كه بايد اعضاي سازمان انجام دهند يا بگويند) اجزاي سازمان را به هم متصل مي كند. اهميت فرهنگ سازماني در شكل دادن به رفتار كاركنان و القاي تعهد دروني در آنان به حدي است كه استانلي ديويس در كتاب مديريت فرهنگ سازماني خود، به مجموعه آن نام سازمان غيررسمي را مي دهد كه مي تواند باعث شود در افراد نوعي تعهد و احساس مسئوليت نسبت به چيزي به وجود آيد كه آن چيز، بيش از منافع شخصي فرد است. درعين حال، برنامه هايي وجود دارند كه متمركز بر فرهنگ جامعه بوده و به منظور پيشگيري از ايجـــاد فساد طراحي شده اند. ازجمله اين برنامه ها، طرح ميثاق سلامت است كه سازمان جهاني شفافيت آن را مطرح كرده و هدف آن محفوظ نگه داشتن تعاملات همگاني از فساد است. در اصل ميثاق سلامت، يك سوگند نامه لازم الاجرا بين سازمانهاي دولتي (به عنوان ارائه دهندگان خدمات) و موسسات و افراد (به عنوان مراجعه كنندگان به دولت) است، به طوري كه آنها رشوه ندهند و دولت و اجزاي آن رشوه نگيرند.
بررسي علل رشوه از منظر اقتصادي
در مباحث اقتصادي همواره پاي پول در ميان است عاملي موثر درشکل گيري فعاليت هاي اجتماعي ؛ بي شک شايد بتوان گفت که از هردري که پول و مسائل اقتصادي وارد مي شود ازدر ديگررشوه و رشوه خواري وارد مي شود ؛ ملازمت وهمراهي اين دو آنچنان است که تصوراين مسئله که در جايي فعاليت اقتصادي صورت گيرد و خبري از رشوه نباشدغيرممکن است.
در شرائط کنوني جامعه ما وبا توجه به معضلات اقتصادي ونابساماني در گردش هاي مالي جامعه مسئله رشوه نيز گسترش يافته در واقع افراد براي به دست آوردن موقعيت هاي مالي حاضربه پرداخت مبلغي به عنوان رشوه هستند .
دكتر بهروز هادى زنوزي ، اقتصاددان و استاد دانشگاه در تهران در واقع دخالت دولت در اقتصاد را مسبب گسترش رشوه خوارى و پديده هاى مشابه در جامعه مى داند. به عقيده وى، عامل ديگر پيچيدگى قوانين و رويه هاى ادارى وعدم شفافيت آنهاست. عامل سوم بى توجهى به شايسته سالارى در گزينش مناصب و مشاغل دولتى است و از ميان رفتن منزلت اجتماعى مشاغل دولتى است. از ميان رفتن منزلت اجتماعى مشاغل دولتى، كاهش مزد وحقوق واقعى كاركنان دولت، قوه قضاييه ، نيروهاى انتظامى و... باعث مى شود كه آنان هم آلوده به رشوه خوارى بشوند. اگر رشوه خوارى گسترده شود و رشوه خواران جان سالم از قانون به در ببرند و نظارتى بر آنان نباشد، خود اين عامل موجب تشويق ديگران به رشوه خوارى خواهد شد. گسترش چشمگير رشوه خوارى در سالهاى اخير ممكن است يك زنگ خطر باشد. چنان كه هر تحقيق بين المللى كه در مورد فساد اقتصادى و رشوه خوارى انجام مى شود، اغلب نام ايران را درخود داردو شيوه هاى رايج فساد در ايران را به عنوان نمونه شرح و بسط مى دهد. براساس تحقيقى كه از سوى بانك جهانى و سازمان ملل انجام شد، ايران جزو ۲۴كشور اول فسادپذير جهان است. در چنين وضعيتى مبارزه با رشوه خوارى نيز پيچيده و مبتنى بر شناخت عوامل گسترش دهنده و راههاى كاستن از آثار آن بر روابط پاك اجتماعى و اقتصادى است. اصلاح قوانين اقتصادى و ادارى و بازگشايى فضاى رقابت براى همه بويژه بخش خصوصى يكى از راههاى مبارزه جدى با رشوه است. از مطالب فوق به اين نتيجه رسيديم که اقتصاد ورشوه رابطه متقابل دارند و يعني هم رشوه بر اقتصاد اثر مي گذارد و هم اقتصاد و شرايط مالي بر رشوه از اينرو مبارزه با رشوه خواري مستلزم برنامه ريزي همزمان درهردوعرصه است.
بررسي علل رشوه از منظر روانشناسي
رشوه نيز همانند ساير جرايم ازسوي يک انسان ويا به تعبير حقوقي از سوي يک شخص حقيقي صورت مي گيرد ؛ انسان اين پيچيده ترين آفريده خلقت که به جرات مي توان گفت که هنوز و پس ازگذشت قرن ها و شناسايي بسياري از جنبه هاي ناپيداي او همچنان موجودي ناشناخته است ؛ موضوع بحث ما نيز همين پچيده ترين آفريده خلقت است موجودي با ظرافت هاي بسيار گاهي آنچنان پاک که گويي قديس و گاهي آنچنان پليد که گويي اهريمن است.
رشوه نيزکه دردسته جرايم جاي دارد نيازمند انجام اعمالي با خوي شيطاني است. در تحقق آن هم راشي و هم مرتشي هر دو گناهکاروداراي روح و رواني آلوده هستند ؛ تحقق اين عمل تنها از سوي افرادي با رواني نا سالم صورت مي گيرد که دردرون خود همواره در حال جنگ وستيز هستند؛ نتيجه اين نبرد چيزي جزافکاري آشفته وروحي خسته نيست؛ البته ميان راشي و مرتشي از نظر وضعيت رفتاري و روان شناختي اختلافات و تشابهاتي وجود دارد هردوافرادي هستند که مي خواهند از ساده ترين و سريع ترين راه به هدف خود برسند از سوي ديگرهردو دچار نقص فرايند هاي شناختي هستند که سبب شده است که درک درستي از محيط وافراد پيرامون خود نداشته باشند ونسخه تمام کارها را در بي قانوني ببينند؛ با اين اوصاف اين افراد داراي تفاوت هايي نيز هستند من جمله اينکه افراد رشوه دهنده معمولا ازآن دسته افرادي هستند که دوست دارند از ديگران به هر قيمتي در راه منافع خود بهره برداري کنند در مقابل افراد رشوه گير نيز معمولا افرادي ضعيف النفس هستند که درازاي مبالغي ناچيز( البته در مقايسه با آن چيزي که مي فروشند که همانا شرفشان است ) تن به انجام هر کاري مي دهند و معمولا افرادي دنباله رو وفاقد قوه تصميم گيري هستند و معمولا در دوران کودکي و نوجواني نيز هيچگاه نقش هاي کليدي يا رهبري را بر عهده نگرفته اند واين ضعف رواني در مراحل بعدي رشد نيزبرآنها تاثيرگذاشته است ، اکثر اينها چنين وانمود مي کنند که با اين عمل زيرکي خود را نشان داده اند در حالي که برعکس نه تنها اينگونه نيست بلکه درواقع سرپوشي برناتواني ها وحقارت هاي شخصيتي آنهاست .
نتيجه گيري و ارائه راهکار
تمام مباحث مطروحه فوق تنها به يک منظوروآن ارائه راهي به منظور حل اين معضل است ازمباحث فقهي مطروحه در بالا به اين نتيجه رسيديم که از نظر فقهي وشرعي مشکلي در مجازات راشي و مرتشي نيست وتمامي فقهاي بزرگ بر اين امر اتفاق نظر دارند درزمينه قوانين و مقررات نيز هر چند که اقداماتي صورت گرفته اما داراي ايراداتي است که بايد نسبت به رفع آنها اقدام نمود من جمله تجميع قوانين در اين مورد که مصوبات مجمع تشخيص و مجلس بايد جمع شده و فقط يک مجموعه مدون که جامع و مانع باشد تنقيح شود مورد ديگرخلاء در مجازات راشي است که از نظر موازين حقوق جزا غير قابل پذيرش است ومي بايست نسبت به تعيين مجازات متناسب براي راشي اقدام کرد ، نکته ديگرعدم جرم انگاري نسبت به بخش خصوصي است که با توجه به افزايش قلمرو عملکرد آنها در جامعه نيازمند بازنگري وتعيين تکليف مقتضي است مورد بعدي آنکه در مورد راشي معاذير قانوني براي تخفيف يا عدم اجراي مجازات لحاظ شده در حالي که اين ابزار تشويقي که از لوازم کاربردي سياست بازدارندگي کيفري است در مورد مرتشي اعمال نشده است از سويي برخي موارد که در حقوق ساير کشورها نيز بيان شده در حقوق کشور ما مورد بي توجهي قرارگرفته است مانند مثالي که در مورد دندان پزشکان درهمين مقاله بيان شد ازسوي ديگر قانون فعلي صرف مال را براي تحقق رشوه مد نظر قرار داده است در حالي که در برخي قوانين پراکنده سفارش و اعمال نفوذ فاميلي ( که اکنون در دادگستري به معضلي بدترازرشوه مالي تبديل شده است ) مورد امعان نظر مقنن واقع شده بود که اکنون نياز به اصلاح قوانين و الحاق اين موارد به قانون جديد به شدت احساس مي شود ، از سوی ديگر حجم بالای قوانين خود معضلی بزرگ در تشديد ميزان رشوه در جامعه است در هر حال و با تمام اين تفاسير بايد اين نکته را نيز متذکر شد که شدت مجازات به تنهايي مانع ارتکاب جرم در آينده نيست بلکه همانطور که سزار بکاريا گفته : حتميت در اجراي مجازات اهميت دارد و نه شدت مجازات که متاسفانه در جرايمي مانند رشوه در پاره اي موارد اين حتميت در اجراي مجازات را نمي بينيم .
درمورد جنبه اجتماعي نيز بسيار بحث شد و حتي جنبه رفتار سازماني نيز مورد بحث قرارگرفت در کل بايد گفت که ضعف شخصيتي و درست اجتماعي نشدن عامل موثري در شکل گيري شخصيت افراد رشوه دهنده و رشوه گير دارد که اين امر بايد به وسيله آموزش روش صحيح تعامل با ديگران و شناسايي حقوق فردي و منزلت اجتماعي خويش صورت پذيرد، در مقوله آموزش يک ارگان بسيار سازنده وجود دارد که همانا رسانه ملي است که بايد با توليد و پخش برنامه هاي هدفمند و منطقي فرهنگ مذموم شماردن رشوه را در جامعه توسعه ببخشد نه اينکه با پخش برنامه ها و سريال هايي که در آنها افراد در آغاز زندگي داراي تمامي شرايط يک زندگي ايده آل هستند دنيايي غير واقعي در برابر جوانان ما ترسيم کند که سبب گرايش آنها به راه هاي ميانبراز جمله رشوه شود.
رشوه از ديد اجتماعي هم مسئله اي بغرنج است که تلاطمات و فشارهاي اقتصادي درجامعه عامل اصلي پيدايش آن محسوب مي شود که اين امر شايد تا %85 در کاهش رشوه موثر باشد چگونه مي توان از کارمندي که حتي براي کرايه تاکسي رفتن به محل کارش هم دچار تشويش و نگراني است توقع داشت که دست به دريافت هاي غير قانوني از ديگران نزند. که چه صحيح مولي متقيان فرمودند که : "از هردري که فقر وارد شود از در ديگر لاجرم کفر وارد مي شود" لذا بايد دانست که هيچ مجازاتي براي انسان مستاصل باز دارنده نيست از اينرو شايد بتوان گفت که يکي از بهترين راهکار هاي اقتصادي حل بحران رشوه از منظر اقتصادي علاوه بر کاهش تورم در جامعه اجراي صحيح نظام هماهنگ پرداخت کارکنان است که عامل موثري در رفع تبعيضات و کاهش دريافت رشوه از سوي کارمندان است.
در تمام موارد فوق يک عامل اصلي وجود دارد که نمي توان از آن غافل شد و آن مرتکب رشوه يا همانا انسان است مخلوقي که مي توان با تقويت ظرفيت شناختي وي از او موجودي ساخت که به هيچ وجه آرمان هاي و ارزش هاي عالي را زير پا نگذاشته و همواره در تحقق آنها گام بردارد که البته اين امر نيازمند آموزشي مستمرو مداوم است که بايد از اولين روز زندگي فرد به او داده شود .
در جمع بندي نهايي بايد گفت که رشوه يک پديده مستقل که تنها به يک نهاد مربوط باشد نيست بلکه يک آفت اجتماعي و همه گير است که نيازمند يک برنامه همه جانبه براي مقابله با آن است.
منابع و مآخذ
منابع فارسی
کتب :
1. علامه طباطبايي ،1383 ، تفسير الميزان، چاپ 13،قم، نشر دارالفکر
2. شهيدي،سيد جعفر،1371، ترجمه،«نهج البلاغه»، تهران، انتشارات آموزش انقلاب اسلامي
3. جعفري لنگرودي، 1383،«ترمينولوژي حقوق»، چاپ 19، تهران، انتشارات ميزان
4. زرنگ، محمد،1381،«تحول نظام قضايي ايران»، جلد اول، چاپ اول، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامي
5. ميرمحمد صادقي، حسين،1381، «جرايم عليه امنيت و آسايش عمومي»، تهران، نشر ميزان
6. گلدوزيان، ايرج، 1382 ،«محشاي قانون مجازات اسلامي»، چاپ اول، تهران، انتشارات مجد
7. گلدوزيان، ايرج،1383 ، «جزاي اختصاصي»، چاپ نهم، تهران، انتشارات دانشگاه تهران
8. زراعت،عباس،1379 ،«شرح قانون مجازات تعزيرات»،چاپ سوم، تهران، انتشارات ميزان
9. پيماني، ضياء الدين ،1385 ،«جرائم عليه امنيت وآسايش عمومي»، چاپ هشتم، تهران، انتشارات ميزان
10. صالح وليدي ،محمد،1377 ،«حقوق جزاي اختصاصي درجرائم مالي عليه آسايش عمومي»،چاپ اول،تهران ،انتشارات ميزان
11. مالمير،محمود ،1383، «شرح قانون مجازات جرايم نيروهاي مسلح»، چاپ اول، تهران،انتشارات ميزان
12. بازگير، يدالله،1381 ،«كلاهبرداري، اختلاس و ارتشا در آراي ديوان عالي كشور»،چاپ اول،تهران، انتشارات ميزان
13. محمدپور، اسكندر،1371، «تحليل قضائي ازقوانين جزائي ، سلسله مباحث مشورتي قضات دادگاههاي كيفري تهران» جلد اول ، ،چاپ اول ،تهران ،انتشارات گنج دانش
14. حقي،محمد،« عدالت و رشوه»
15. تحرير الوسيله – امام خميني – ج 2 – ص 537 – مسئله6.
16. خودآموز لمعه حجة الاسلام حاج سيد مهدي غضنفري – ج 1 – ص 355
17. شرايع الاسلام محقق حلي
18. تحريرالوسيله امامخميني، مرکز نشر آثار حضرت امام (ره)
19. جواهر الکلام، شيخ محمد حسن(صاحب جواهر)
مقالات :
1. محمودي، مهدي،« نقش فرهنگ سازماني در پيشگيري ازبروزفساد اداري»، سايت صنايع ومعادن ايران
2. گروه گزارش روزنامه ايران،« رشوه حرام رايج »،بهمن ماه 1383
3. گروه اجتماعي روزنامه شرق،« نظرات فقها درمورد رشوه»، ديماه 1382
4. مروستي، يحيي،« توضيحي در مساله رشاء وارتشاء»، سايت قوانين
5. توضيحي در مسئله رشاء و ارتشاء،هيات تحريريه،1344
6. تحليلي از فساد و فساد زدائي،دكتر فرج الله ناصري،مجله حقوقي دادگستري،1355
7. نشريه آموزشي سازمان قضائي نيروهاي مسلح – ش 7 – مقاله آقاي ناصر رسايي نيا
8. نگرشي بر مجازات راشي ،حميد دلير،سايت قوانين، 1372
قوانين :
1. قانون مجازات اسلامی، تاليف جهانکير منصور، 1385 ، نشر ديدار
2. قانون تشديد مجازات مرتکبين ارتشاء اختلاس و کلاهبرداری، تاليف جهانگير منصور، 1385، نشر ديدار
3. قانون مجازات نيروهای مسلح، تاليف جهانگير منصور، 1384، نشر ديدار
4. قانون آئين دادرسی کيفری، تاليف جهانگير منصور، 1383، نشر ديدار
منابع انگليسی
1. Corporate fraud handbook- prevention and detection- WELLS, J.T- HOBOKEN, N.J.: Wiley, 2007
2. The law and corruption- publication year: 2003- GERRARD N.
3. bribery- wikipedia- 2006
4. answers.com/bribery
5. Session Laws 1983, c. 780, s. 1
6 . Session Laws 1993 (Reg. Sess., 1994
مقالات
صمد حضرتي شاهيندژ، سرآغاز: در عصر حاضر به سبب رشد روزافزون فنآوري، ارتباط هر چه بيشتر ملتها...
Read More...حامد دانشجو پيشگفتار در حقوق عمومي و حقوق خصوصي، تعريف اقامتگاه، اهميت بسياري دارد. اقامتگاه عنصر بسيار مهمي...
Read More...احتراما به استحضار بازدیدکنندگان محترم می رساند همکار محترم آقای فرقدان نسبت به ترجمه چندین مقاله از زبان انگلیسی...
Read More...

