بانک مقالات
دسته بندی نشده
بحثي اجمالي پيرامون رسالت و جايگاه قاضي و وكيل از ديدگاه قرآن
دسته بندی نشده
بحثي اجمالي پيرامون رسالت و جايگاه قاضي و وكيل از ديدگاه قرآن
بحثي اجمالي پيرامون رسالت و جايگاه قاضي و وكيل از ديدگاه قرآن
| علي بيگلري عضو هيات مديره و دادستان كانون وكلاي كرمانشاه و ايلام |
بسم الله و بالله . بِسمِ الله و ماشاء الله . بسم الله و لا حول و لا قوه الا با الله.
اِلهي وَفِقنا لِما تُحِّبُ وَ تَرضي.
با سلام و درود و اهداي تحيت و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما عزيزان و سروران ارجمند، بنده برخود فرض مي دانم كه از محبت و توجه و عنايت خاص برادر بزرگوار و گرامي جناب آقاي ملكشاهي رياست محترم كل دادگستري و معاونين و دادستان محترم و قضات شريف تشكر و قدر داني نمايم و سپاس مضاعف و مجدد بلحاظ اينكه با حضور گرمشان محفل و مجلس ما را منور و مزين فرموده و به آن ارزش و اعتبار و معنويتي خاص بخشيده اند.
انشاءاله خداوند در اين ماه عزيز و مبارك كه ماه نزول قرآن و نزول بركات الهي است لطف و تفضل خود را شامل حال همه ما فرموده و توفيق انجام عبادت خالصانه و ارائه خدمات ارزنده و صادقانه را به مسئولين متعهد و دلسوز جامعه اسلامي و به همه ما عطا و عنايت بفرمايد.
همانگونه كه سروان عزيز مستحضر هستند و همكاران بنده به عرض رسانده اند. عده اي از كارآموزان وكالت، بحمداله پس از طي موفقيت آميز دوران پر زحمت كارآموزي و پذيرفته شدن در امتحانات ، امروز در اين مجلس با شكوه پس از قرائت سوگند نامه و انجام مراسم تحليف در حضور شما بزرگواران عملاً به كسوت شغل شريف و مقدس و پرافتخار وكالت دادگستري در آمده و به جامعه غرور آفرين وكالت وارد مي گردند.
بنده اين مناسبت مهم و اين افتخار بزرگ را به همكاران جوان خود تبريك و تهنيت عرض نموده و خاضعانه از پيشگاه خداوند منان مسئلت مي نمايم كه به اين عزيزان و به همه ما اين توفيق و سعادت را عنايت و مرحمت بفرمايد كه بتوانيم همواره تعهد و پايبندي خود را به اين مرامنامه و سوگند نامه حفظ نموده و بتوانيم به مفاد و محتواي آن عمل نمائيم . سوگندنامه اي كه شرافت خود را وثيقه و ضامن اجراي آن قرار داده و مي دهيم . قدر مسلم اينكه با پاس داشتن اين مرامنامه و پايبندي به موازين و معيارهاي قانوني و اخلاقي و نيز در سايه وحدت و همدلي ميتوان اعتبار و استقلال شغل شريف وكالت را حفظ و تضمين كرد.
خداوند را شاكر هستيم بلحاظ اين تفاهم و تعامل و همدلي و همراهي نزديك و بسيار صميمانه كه در چنين ماه مباركي ، كانون وكلاي دادگستري مركز كرمانشاه و ايلام ، مراسم تحليف كارآموزان خود را در حضور مسئولين محترم دادگستري و در خانه آنها كه مامن خانه وكيل است برگزار مي نمايد. اين وحدت و همكاري صميمانه و پر افتخار بر كانون وكلا مبارك باد .
همانگونه كه قبلاً هم به عرض رسانده ام كلمه مقدس وكيل از اسماء الله و نيز از صفات ذات ايزدي است و براي ما مايه فخرو مباهات است كه نام شغل ما ماخوذ از اسماء الحسني است. بر اين اساس به كسوت شريف وكالت در آمدن و فارغ از جنبه هاي ماديگري آن به اين مقام رسيدن توفيق و سعادتي است كه خداوند به ما ارزاني فرموده است لذا از اين حيث هم بر ما فرض و واجب است كه به احترام نام مقدس وكيل به وظايف و تكاليف خود در قبال موكلين و جامعه و دستگاه قضائي آنگونه كه شايسته نام و شان وكيل است عمل نمائيم . او خيرٌ ناصِرٍ و مُعين است وَ نِعْمَ الوكيل. ما هم كه نام شغل خود را ماخوذ از صفت و اسماء حسني مي دانيم يايد لياقت و شايستگي خود را براي احراز اين مقام اثبات نموده و به معناي واقعي و بدرستي حافظ و ناصر و يار و ياوري بحق براي موكلين ذيحق و دستگاه قضائي و نظام مقدس اسلامي باشيم. انشاءالله.
وكالت هم مانند قضاوت شغلي است شريف كه در تمام جوامع متمدن بشري مورد احترام است و قاضي محترم دادگاه و وكيل دادگستري داراي هدف واحد و مشترك بوده و هر دو مدافع حق و اجراي عدالت و عامل اصلي و مهم و موثر بسط و توسعه قضائي هستند.
اصولاً قضاوت و وكالت تنها يك شغل نيستند بلكه ظلم ستيزي و دفاع از حق و ياور مظلوم بودن است و عليه ظلم و بي عدالتي و تعدي و تجاوز به حقوق ديگران قيام كردن يك تكليف و مسئوليت است . رسالت و مسئوليت انسان بودن كه خليفه الله است. و قاضي و وكيل اگر آنگونه كه شايسته نام و مقام معنوي آنهاست به وظيفه مقامي و اخلاقي و رسالت انساني خود عمل نمايند . كار و عمل آنها اقامه قسط و عدل و اجراي عدالت است و يكي از اهداف انبياء و پيامبران خدا هم حل اختلاف و داوري بين مردم و اقامه قسط و مبارزه با ظلم و ستم و حمايت از مظلوم بوده است آنگونه كه خداوند در آيه ۲۵ از سوره مباركه حديد مي فرمايد:
لَقَد اَرسَلنا رُسُلَنا بالّبيناتِ وَ اَنزَلنا مَعَهمُ الكتابَ و الميزان لِيقُومَ الناسُ بالقسط.
لذا صاحبان اين مناصب و مشاغل عالي و حساس علي الخصوص قضات و وكلاي جوان كه تازه به كسوت شريف اين مشاغل در مي آيند بايد به شان و مقام خود توجه داشته و چهره موجه و مطلوبي از قاضي و وكيل دادگستري به جامعه اسلامي معرفي نمايند و همواره در انجام وظيفه از خداوند سبحان استمداد طلبيده تا اسير نفسانيات نشده و از وساوس شيطاني به او پناه ببرند. زيرا متابعت از نفسانيات و تسليم هواي نفس شدن چشمان حقيقت بين انسان را فرو بسته و ميان او و عدالت فاصله و جدائي انداخته و او را از راه خدا كه همان راه حق است باز مي دارد. و اگر به ياري حق توانستند به رسالت خود عمل كرده و به جنبه هاي روحاني و معنوي مقامشان توجه داشته و با در نظر گرفتن نظارت مستقيم پروردگار و ثبت و ضبط اعمال و كردار خود و حتمي بودن و قطعيت پاسخگويي فرداي قيامت احقاق حق نمايند مي توانند از اقامه كنندگان قسط بوده و محبوب پروردگار باشند آنگونه كه خود فرموده است كه اِنَّ الله يحِبُ المِقسطين و اين امر و موضوعي است كه در آيه ۲۶ از سوره مباركه (ص) بر آن تاكيد شده است آنجا كه خداوند مي فرمايد: يا داوُد- اِنّا جَعَلناكَ خَلِيفَهً فِي الارض. فَاحكُم بَينَ الناسِ باالحق . وَلا تَتَبُع الهوي- فَيضِلَّكَ عَن سبيل الله . اِنَّ الذّينَ يضِلُّونَ عَن سَبيلِ الله لَهُم عَذابٌ شَدِيد بِما نَسُوا يوم الحِساب.
يعني – يا داود ما ترا در روي زمين مقام خلافت داده و جانشين خود قرار داديم تا ميان خلق خدا به حق حكم كني. و هرگز از هواي نفس پيروي نكني كه ترا از راه خدا گمراه مي سازد و آنان كه از راه خدا گمراه شوند چون روز حساب را فراموش كرده اند به عذاب سخت معذب خواهند شد.
و اينك از محضر سروران ارجمند و اساتيد محترم و بزرگوارم اجازه مي خواهم كه از باب ريش سفيدي و شيوخيت و با استفاده از چند حديث و آياتي از كلام الله مجيد به همكاران جوان خود در خصوص وظايف و تكاليف شغلي آنها مواردي را متذكر شوم . چون اين امر را وظيفه و تكليف خود مي دانم و مستند اين ادعا و مبناي و چوب و ضرورت اين تنبه و تذكر . آيه ۱۷ از سوره مباركه لقمان است كه مي فرمايد:
يا بُنَي، اَقِمِ الصّلو۱۷۳۱; ، وَ امُر بالمَعروُف وَآَنهَ عَن المُنكَر.
دقت بفرمائيد. كلام. كلام خداست از زبان يكي از مردان خدا يعني لقمان حكيم كه در مقام پند و اندرز و نصيحت به فرزند و تاكيد و توصيه و دستور، بعد از تكليف به اقامه نماز به عنوان مهمترين واجبات ديني به ذكر مهمترين دستور اجتماعي يعني امر به معروف و نهي از منكر پرداخته و مي گويد.
فرزندم مردم را به معروف و نيكي ها دعوت كن و از بدي ها و زشتي ها و منكرات باز دار. بنده هم در عمل به اين آيه شريفه و اين تكليف شرعي، خواهران و بردران عزيز خود را به انجام نيكي ها و دوري جستن از بدي ها و زشتي ها و كاستي هاي مرتبط با امر وكالت و در تمام امور و شون زندگي متذكر مي شوم.
اجازه مي خواهم به لحاظ ارتباط كامل آيات قبل و بعد از آيه مذكور با موضوع بحث چند آيه از اين سوره مباركه را عيناً قرائت و ترجمه نمايم. در دنباله آيه ۱۷ مي فرمايد. وَ اصِبر عَلي ما اَصابَكَ . اِنَّ ذلِكَ مِن عَزمِ الاَمَور.
يعني، فرزندم ، در برابر مصائبي كه به تو مي رسد با استقامت و شكيبا باش و اين از كارهاي مهم و اساسي است.
و بنده عرض مي كنم كه وكالت عقد حمايت و ايستادگي است و او نِعمَ الوكيل و بهترين ياور و حامي و پشتيبان است . وكالت عقد ياري كردن و نصرف رساندن به مظلوم است و او خيرٌ ناصرٍ و معين است. وكالت عقد ولايت و سرپرستي وياري كردن است وَ هُوَ نِعمَ المولي وَ نَعمَ النَّصير.
وكالت عقد پاسداري و حفاظت ونگهباني از حقوق جامعه و مردم است و هُوَ عَلي كُّل شئٍ وكيل. و شما براي دفاع از حق و اقامه قسط و ياري رساندن به مظلوم بايد صبور و شكيبا و با استقامت باشيد . زيرا انجام اين امور مهم گاه هزينه سنگين دارد كه بايد متصديان امور بپردازند و بپردازيم.
در آيه ۱۶ : مي گويد: يا بُنَّي اِنَّها اِن تَكُ مِثقالَ حَبَّهٍ مِن خردلٍ فَتَكُن. فِي صخر۱۷۳۱;ٍ اَوفي السمّواتِ او في الارضِ ياتِ بِهَا اللهُ اِنَّ اللهَ لطيفٌ خَبير.
فرزندم(پسرم) اگر اعمال نيك و بد حتي به اندازه سنگيني خردلي باشد در درون صخره اي يا گوشه اي از آسمان يا درون زمين جاي گيرد خدا آنرا در دادگاه قيامت حاضر مي كند و حساب آنرا ميرسد كه خداوند دقيق و آگاه است.
و بنده عرض مي كنم. عزيزانم، در راه سخت و پرمخاطره اي قدم گذاشته ايد . مبادا انگيزه تحصيل حق الوكاله و جنبه پر جاذبه ماديگري اين شغل شما را آلوده گناه نمايد و سبب و وسيله اي شويد براي تضييع حقي يا خداي نخواسته در اين راستا با عمل و اقدام شما و دفاعيات شما بي گناهي مجازات يا در مورد گناهكاري مانع اجراي حكم خدا شويد.
بدانيم و آگاه باشيم كه بشدت تحت نظارت و كنترل و مراقبت هستم و كوچكترين اعمال و افعال و حتي نيات و افكار، در دفتر اعمالمان ثبت مي شود آنگونه كه خداوند در آيات۱۰ تا۱۴ از سوره انفطار مي فرمايد: وَ اِنَّ عَلَيكُمٍ لَحافِظين- كرِاماً كاتبِين – يعلَمُونَ ما تفعَلون.
يعني: بدون شك مراقبين و نگاهباني بر شما گمارده شده است. نگاهباناني كه در نزد پروردگار مقرب و محترم هستند و پيوسته اعمال شما را كتابت كرده، و مي نويسند و از آنچه شما انجام مي دهيد آگاهند و همه را بخوبي مي دانند.
پس حاشا و كَلّا كه بخاطر تحصيل مال دنيا و تامين رفاه و آسايش ظاهري دنيوي، دون شان و مقام وكيل عمل كرده و نامه اعمالمان را سياه كرده و آخرت خود را بسوزانيم. بايد هميشه خداوند را حاضر و ناظر بر كردار خود بدانيم زيرا كه او از رگهاي گردن بما نزديكتر و بر همه امور بندگان آگاه است همان گونه كه خود مي فرمايد: وَ نَحنُ اَقرَبَ اليهِ مِن حَبلِ الوريد و اِنَّ الله بصيرٌ بآلعِباد.
بترسيم از وعده عذاب پروردگار در فرداي قيامت كه بايد جوابگوي اعمال و گفتار و پندار خود باشيم « اِنّا اَنذَرناكم عذاباً قريبا.يوم ينظُرُ المَرءُ ما قَدَّمَت يدَاه (آيه ۴۰ از سوره نباء)
و ما شما را از عذابي نزديك بيم مي دهيم اين عذاب روزي است كه انسان آنچه را از قبل با دستهاي خود فرستاده همه را مي بيند.
بيائيد به زماني بينديشيم كه نامه اعمالمان را بدستمان داده و ما را تكليف به خواندن آن مي كنند آنگونه كه در آيه ۱۳ از سوره اسراء آمده است: اِقرا كتابَكَ يعني نامه اعمالت را خودت بخوان. حال كه چنين است و حضور ما در محكمه عدل الهي و در پيشگاه احكم الحاكمين مسلم و قطعي است . لازم است كه در اين دنيا تا فرصت داريم در عمل به دنباله آيه خود حسابگر خويش باشيم «كَفي بِنَفسِكَ اليومَ عليكَ حَسيبا»
در اين مورد حديث داريم كه : حاسِبوا قبلَ اَن تُحاسبوا. يعني خودت را محاسبه كن قبل از آنكه بحسابت برسند.
در آيه ۱۸ از سوره لقمان ، آن مرد الهي به ذكر مسائل اخلاقي در ارتباط با مردم و جامعه پرداخته، ابتدا تواضع و فروتني و خوشروئي را توصيه كرده مي گويد:
فرزندم وَلا تُصَعِّر خَدّكَ لِلّناس: با بي اعتنايي از مردم روي مگردان .
وَ لا تَمِش في الارض مَرَحا: با كبر و غرور و متكبرانه بر روي زمين راه مرو.
اِنّ الله لا يحِبُ كُلَّ مختالٍ فخور: خداوند هيچ متكبر فخر فروش و مغروري را دوست ندارد. و بدين ترتيب آن حكيم در اين آيه به دو صفت نكوهيده و ناپسند كه مايه از هم پاشيدن روابط صميمانه اجتماعي است اشاره مي كند. يكي تكبر و بي اعتنايي به مردم و ديگري غرور و خودپسندي .
كه هر دو انسان را در عالمي از توهم و پندار غلط و خود برتر بيني و غرور و مستي ناشي از نعمت و ثروتي كه خداوند براي آزمايش و امتحان به او داده است فرو مي برند و رابطه او را با ديگران قطع كرده و گاه موجب قطع رابطه انسان با خدا مي شوند. پس داشتن اين صفات بسياز زشت هم متابعت از هواي نفس و موجب ضلالت و گمراهي از راه خدا و راه حق مي شود و بايد مراقب باشيم كه مغرور شغل و نظام و موقعيت اجتماعي خود نشده و همواره مهربان و مهرورز، خوشرو و خوشخو و فروتن مودب و متواضع باشيم كه مي گويند:
افافتادگي آموز اگــر طالب فيضي هرگز نخورد آب زميني كه بلند است
در آيه ۱۹ از سوره مذكور ، دو برنامه و دستور اخلاقي ديگر را بيان كرده و مي گويد:
پسرم : وَ۶۴۳۳۶;قصِد فِي مَشيك : در راه رفتنت اعتدال را رعايت كنز
وَ ۶۴۳۳۶;غضُض مِن صوتك. در سخن گفتنت نيز رعايت اعتدال نما- از صداي خود بكاه و فرياد مزن و با نرمي و ملايمت سخن بگو.
دقت بفرمائيد عزيزانم اين كلام حق است . دستور خالق به انسان به عنوان شريف ترين مخلوق خدا و عمل به اين دستور براي انسان تكليف و ترك آن تمرد است و گناه.
پيامبر رحمت محمدمصطفي(ص) مي فرمايد: اِذا حَكَمتُمَّ فَاعدِلوا وَ اِذا قُلتم فَاَحسِنوا- فَاِنَّ الله مُحسِنُ وَ يحِبُ المحسِنين.
يعني: وقتي قضاوت و داوري مي كنيد عدالت را رعايت كنيد و وقتي سخن مي گوئيد به نيكي سخن بگوئيد و خداوند نيك است و نيكان و نيكوكاران را دوست دارد.
و از امام معصوم حديث داريم كه : اَذّلّ النّاسِ مَن اِهانّ النّاس.
يعني ذليل ترين مردم كسي است كه حرمت شكني كرده و به ديگران اهانت و بي احترامي مي كند . ملاحظه مي فرمائيد كه خداوند رحمان و پيامبر عظيم الشان و امامان معصوم و حكما و معلمين اخلاق اسلامي، براي انسانِ مسول و متعهد و مومن به معاد، با چه دقت و حساسيتي منشور زندگي و برنامه اخلاقي تنظيم و ارائه نموده و بر رفتار و گفتار و نحوه برخورد با مردم و سخن گفتن با حفظ احترام مخاطب ، نحوه راه رفتن و حتي فركانس و ميزان و تُن صداي انسان نظر داشته و توصيه و تاكيد فرموده اند. بنابراين رعايت دقيق و كامل همه اين موارد براي همه مخصوصاً مشاغل و مناصب والايي مانند قضاوت و وكالت و معلمي به عنوان منشور و مرامنامه آداب اعمال و اخلاق حرفه اي، از واجبات است و مشخصاً ترك واجب مستوجب مواخذه و اعمال مجازات اخروي است. پس بايد بكوشيم تا صفات زشت و ناپسند و نكوهيده را از خود دور كرده و خود را به صفات نيكو و پسنديده الهي بيارائيم. يقيناً با داشتن صفات مذموم و با غرور و فخر فروشي و باليدن به جاه و مقام و ديگر صفات شيطاني نه تنها ره بجايي نمي بريم . بلكه از معنويات فاصله گرفته و از سيرالي الله باز مي مانيم و اين نتيجه قهري ناسپاسي و نافرماني خداست.
اگر خداوند علم و مقامي و نعمتي به شما داده است بايد قدردان الطاف و عنايت صاحب نعمت بوده و شكر آنرا بجا بياوريد، فرصت تحصيلات عاليه و كسب مدارج علمي ، تخصص و تجربه و موقعيت اجتماعي شما و داشتن فرصت تحصيلِ در آمدِ مناسب و مشروع نعمتي است كه خداوند به شما ارزاني داشته است و نعمت خداوند هم هيچگاه بي قيد و شرط نيست بلكه در كنار هر نعمتي، مسئوليتي قرار دارد و شرطي نهفته و تعهدي ايجاد مي شود آنگونه كه شيخ اجل سعدي شيرازي در بيان مشروط بودن نعمت خدا و آوردن شاهد مثال آن مي فرمايد. شكرانه بازوي توانا – بگرفتن دست ناتوان است
لذا بايد آگاه باشيم و به ياري حق به مسئوليت خطير خود در قبال نعمتي بزرگ كه خداوند امانتاً به ما داده است عمل نموده و اداي امانت كنيم و آنگونه كه مورد رضاي صاحب نعمت است از آن استفاده نمائيم. براي تحصيل درآمد حلال و مشروع ، آنهم بقاعده و با رعايت انصاف، براي دفاع و استيفاي حق و حمايت از محرومين و مظلومين و كمك به نيازمندان و صيانت جامعه. كه اين شكر و قدر نعمت بجا آوردن و اداي امانت كردن است و خلاف آن كفران نعمت است و ناسپاسي و خيانت.
نبي مكرم اسلام در اين مورد مي فرمايد: اَدِ الاَمانَتَه اِلي مَن ائَتمنَكَ وَ لا تُخَنِ.
يعني اداي امانت كنيد و نسبت به كساني كه به شما اعتماد كرده و امين خود دانسته اند خيانت نكنيد لذا از اين حيث مي توان گفت كه علم قاضي و وكيل اماني، و قضاوت و وكالت عقد امانت است و خداوند ما را تكليف به اداي امانت كرده است. آيه۵۸ از سوره مباركه نساء دليل و شاهدِ مثالِ اماني بودن علم قاضي است كه مي فرمايد: اِنَّ الله يامروكم اَن تود الاماناتِ اِلي اِهلها و اِذ حكمتم بين الناسِ اَن تحكُموا بالعْدل.
يعني خداوند به شما فرمان مي دهد كه امانتها را به صاحبان آن برسانيد و هنگامي كه ميان مردم قضاوت و داوري مي كنيد از روي عدالت داوري كنيد.
ملاحظه مي فرمائيد كه در اين آيه شريفه پس از امر به اداي امانت ، تاكيد بر قضاوت عادلانه و اجراي عدالت شده است. به معناي مصداق اداي امانت كردن. پس هرگونه مسامحه و سهل انگاري و بي دقتي كه منتهي و منجر به صدور حكمي ناعادلانه گردد نقض تحكوا بالعدل و خيانت در امانت است.
چون علم قاضي و وكيل امانت است و بايد از اين امانت و اين علم در راه صحيح و درست براي اقامه قسط و محقق شدن عدالت اجتماعي آن گونه كه مرضي رضاي حق است استفاده شود. نه اينكه وسيله و ابزاري باشد براي زراندوزي و رفاه طلبي و مساعدت به غاصبان و قلدران و زورگويان و صاحبان قدرت و متجاوزين به حقوق مردم و ملت ها و يا مايه فخر و تكبر و خودبرتر بيني و ايجاد فاصله طبقاتي در جامعه گردد. بر اين اساس هرگونه عمل و اقدام مغاير با مفاد آيه شريفه و حديث نبوي مذكور مصداق بارز و آشكار خيانت و تمرد نمودن از دستور حق است و در ارتباط با امر وكالت اگر بدانيم كسي كه به ما مراجعه كرده است ذيحق نيست و يا مجرم است نه متهم و از او قبول وكالت كنيم يا وكالت متجاوزين به حقوق مردم و جامعه را بپذيريم يا از فردي صاحب حق قبول كرده، ولي به نحو شايسته كار او را انجام ندهيم يا با تاخير انجام داده و عمل و اقدام، سبب ضرر و خسارت به او گردد يا از قاتل جميع الناس به تعبير قرآن كريم با علم و آگاهي از جاني بودن و گناهكار بودنش دفاع كنيم يا سعي و تلاش نمائيم براي تحصيل حق الوكاله بيشتر، مجرمي بيش از حد استحقاقش مجازات مجازات شود. همه اين موارد از مصاديق بارز نقض پيمان و وفا نكردن به عهد با خدا و ادا نكردن امانت و خيانت به نعمت خدا و عدم پايبندي به مرامنامه و سوگند نامه اي است كه شرافت خود را وثيقه و ضامن اجراي آن قرار داده ايم. در اين رابطه خداوند در آيه ۹۱ از سوره مباركه نحل مي فرمايد:
وَ اَوفُوا بِه عَهدِالله اِذا عاهَدتُم- وَ لاَ تَنقُضُوا الاَيمانَ بَعدَ توكيدها وَ قَد جَعَلتُم الله عَليكم كَفيلا انّ الله يعلَمُ ما تفعَلون.
يعني: هنگامي كه با خدا عهد بستيد به عهد او وفا كنيد و سوگندهايتان را بعد از تاكيد نشكنيد در حاليكه بنام خدا سوگند ياد كرده و او را كفيل و ضامن بر سوگند خود قرار داده ايد. خداوند از آن چه انجام مي دهيد آگاه است.
دقت بفرمائيد خطاب آيه خطاب عام است و همه انسانها مخاطب هستند مخصوصاً شما عزيزاني كه تا لحظاتي ديگر در اين مكان شريف در جمع قضات محترم و همكاران پيش كسوت خود با قرائت سوگند نامه و امضاي آن في الواقع با خدا عهد و پيمان مي بنديد.
بنابراين بهر طريقي اگر نقض عهد و پيمان كرده و چهره نامطلوبي از نام و اعتبار و شان وكيل ارائه دهيم. چه از حيث لباس و پوشش نامناسب و دون شان و مقام و نام مقدس وكيل كه نام خداست. يا هر گفته رفتار ناشايست مغاير مفاد سوگندنامه يا حتي بد سخن گفتن بد نوشتن و استفاده از الفاظ ركيك و سخيف در محاوره و مكاتبه و مباحثه و رعايت نكردن عفت كلام و اهانت كردن به ديگران كه موجب ورود لطمه و صدمه و خدشه به اعتبار وكيل و تقليل شان او و جامعه وكالت مي شود، جفا كردن به مقام قاضي و وكيل و جامعه وكالت و قضاي اسلامي و خيانت به علم و امانت خداست و خداوند بر آن آگاه است و در آنروز حسابت با كرام الكاتبين است كه اعمال و حركاتت را ثبت كرده است.
پس بيايم به تنبه و توصيه آن عارف دلسوخته و آزاد از رنگ تعلق و عريان و عاري از جامه تكبر و تكلف عمل نمائيم كه فرموده است:
مكن كاري كه بر پا سنگت آيــد جهــان با اين فراخي تنگت آيــد
چو فردا نامه خوانان نامه خــوانند تـو را از نامه خـواندن ننگت آيــد
در پايان به نحو اجمال به عرض مي رسانم كه بايد در تحصيل، و قبول وكالت و دريافت حق الوكاله بي نهايت دقت كنيم .رزق انسان مقدر است و خداوند روزي رسان، آنگونه كه خود فرموده است: يرزَقُ مَن يشاءِ و يقدِر مَن يشاء.
و فراواني مال فتنه است و وسيله آزمايش انسان ، پس اراده كنيم كه از راه مشروع و حلال و با رعايت انصاف نيازهاي معيشتي و مادي زندگيمان را تامين نمائيم. و دعا كنيم كه خداوند بما شيوه كسب درآمد حلال و نيز قناعت كردن و دوري از آزو حرص و طمع و آلوده نشدن به گناه و ايستادگي در مقابل وسوسه هاي شيطاني را بياموزد. تا در زماني كه صاحبان قدرت و و زورگويان و متعديان به حقوق مردم و جامعه قصد استفاده ابزاري از علم و تجربه و تخصص ما را دارند تسليم هواي نفس نشده و با قدرت و صلابت ناشي از ايمان و تعهد و پايبندي به ميثاق با خدا آنها را بر همراهي نكرده. به نقل از سعدي بگوييم كه:
فقـــر و قنــاعت نمـي بـريم با پادشه بگوي كه روزي مقدر است
از محضر اساتيد و سروران گراميم اذن مي خواهم به عنوان ختم سخن با استفاده از كلام عرفاني حضرت مولانا ، به عنوان آخرين توصيه به وكلاي جوان به قرائت چند بيت از اشعار آن عارف و سالك راه حق در باب قناعت به عنوان وسيله رسيدن به آرامش روحي و حريت و آزادي از تعلقات دنيوي و ضرورت دوري كردن از آز و حرص و طمع به عنوان مانع و سد راه سالك الي الله در ترقي و تكامل انسان بپردازم. حضرت مولانا از عاشق شدن به حق و مطلوب و ضرورتِ رهائي از قيد و بند ماديات و زرق و برق مسائل مادي و دنيوي و پرداختن به معنويات و الهيات سخن مي گويد و چون صوفيان و عرفا تعلقات دنيوي را غل و زنجير و قيد بندي مي دانند بر پاي انسان كه او را زمين گير كرده و خاكي نگهداشته و مانع از افلاكي شدن او مي شوند، لذا عاشق شدن را براي نيل به مقصود توصيه و تجويز مي نمايند چون عشق حقيقي و عشق به حق، رابطه انسان را با مظاهر و متعلقات دنيوي قطع مي كند و از نظر او عاشق كسي است كه معشوق را مظهر مراد و آمال و آرزوهاي خود ببيند.
نتيجه اي كه از كلام عرفاني مولانا در ارتباط با امر قضاوت و وكالت مي توان گرفت اين است كه مبنا و لازمه دفاع از حق و محقق شدن عدالت، عشق به حق است و تا كسي عاشق مبدا و مظهر حق نباشد نمي تواند مدافع حق باشد.و اي كاش ما هم عاشق حق شويم تا بتوانيم مدافع حق باشيم.
بنــد بگسل باش آزاد اي پســر چنــد باشي بنــد سيم و بنــــد زر
گــر بريزي بحـر را در كوزه اي چنــد گنجد، قسمت يك روزه اي
كوزه چشم حــريصان پر نشــد تا صدف قانع نشـد پر دُرّ نشـــد
هر كه را جامه ز عشقي چاك شد او ز حرص و جمله عيبي پاك شد
جسم خاك از عشق بر افلاك شد كوه در رقص آمد و چالاك شــد
عشق جــان طـــور آمــد عاشقا طــور هست و خَرَّ موسي صاعقا
در خاتمه از درگاه ايزدمنان مسئلت مي نمايم كه به همه، مخصوصاً به همكاران جوانم اين توفيق و سعادت را عنايت و مرحمت بفرمايد كه بتوانيم با عزم و اراده اي راسخ در عمل به تعهد و تكليف خود در متابعت از رسالت پيامبران الهي، همواره منادي و مدافع حق و يارو ياور مظلومان و ستمديدگان و عاملين مفيد و موثر اقامه قسط و اجراي عدالت باشيم . انشاءالله
والسلام علي مَن اتبَعَ الهُدي
Move
-
مقالات
Top Headline
Other Headlines
صمد حضرتي شاهيندژ، سرآغاز: در عصر حاضر به سبب رشد روزافزون فنآوري، ارتباط هر چه بيشتر ملتها...
Read More...حامد دانشجو پيشگفتار در حقوق عمومي و حقوق خصوصي، تعريف اقامتگاه، اهميت بسياري دارد. اقامتگاه عنصر بسيار مهمي...
Read More...احتراما به استحضار بازدیدکنندگان محترم می رساند همکار محترم آقای فرقدان نسبت به ترجمه چندین مقاله از زبان انگلیسی...
Read More...

